دوستت دارم

و این درد کمی نیست...

خاطراتت،لانه ی متروکه ی دارکوبی ست در تن سپیدار

که با هر بهانه،جایش گزگز می کند...

این صحنه ها پر از تست های کنکور ادبیاتند

دارکوب و سپیدار

دارای کدام آرایه های ادبی هستند؟

جناس

مراعات نظیر

ایهام

استعاره؟؟؟؟

هوایت که به سرم نوک می زند

شعر از چشم هایم سرازیر می شود

برگ به برگ

مصرع به مصرع

و شاخه به شاخه

دست به دست هم می دهند

و دور گردنم گره میخورند

پنجره ی نفس در حنجره بسته می شود

و عشق از تنه ام شره می کند

و بر ریشه هایم می چکد
 
و تاریخ می ماند و کنده شدن
 
تاریخ می ماند و پرسش های بی پاسخ عشق
 
بر پیکره ی زخم خورده ی سپیدارها...
 
 
 
#عباد صادقی
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

خدا کند که بهار بیاید

گل بدهد بادام چشم هایت

تا بهانه ای شود

که زنبورهای عسل برگردند به این باغ

و نسیم،بوی تریاک این روزها را ببرد...

 

#عباد صادقی

 

+ تاريخ جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۶ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |