پس از باران کوتاه اردیبهشت

بر دامنه ی کوه،

بوی گیاهان دارویی را شنیده ای

که چگونه انسان را از خود بیخود می کند

و کبک ها را به خواندن وادار؟

من یک روستازاده ام

اینگونه دوستت دارم

دامنه وار

دامنه دار...

#عباد_صادقی

 

+ تاريخ یکشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۷ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

باد که می آید

من به گره روسری ات فکر می کنم

که در تنگ دست های نقاشی شده ات تقلا می کند

تا بگریزد و شهری را در آشوب اندازد،

ماه من!

من هنوز هم با شمارش ستاره های لاکی روی ناخن هایت

به خواب می روم...

#عباد_صادقی

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۷ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

با وجود تمام مردانگی ام

 زنانه وار دوستت دارم

و یادت جنین چموشی ست

که بدجور در دلم،لگدپرانی می کند

خداوند این درد و رنج بارداری را بر من آسان کند

زن ها جنس عجیبی دارند

به سادگی نوک به دانه ی عشق نمی زنند

اینکه هر دانه ی ریخته شده بر زمین

احتیاطا،دامی ست در کمین شکار،

درست!

اما احتیاط زن ها از جنس ترس نیست

به خاطر فطرت حیاگونه ی آن هاست

که در هر آسمان،پر

و بر هر پشت بام و درخت،پای نمی گذارند

و اگر روزی روزگاری،

یک زن،بنا به هر دلیل و نادلیل، دلباخته شد

تنها باید گفت:

"خدا آسان کند،

باز معشوقه ی اسکندر هوای سوختن تخت جمشید را کرده است..."

#عباد_صادقی

+ تاريخ شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۷ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |