محرم 1357 بود و روزهای نزدیک به سحر انقلاب ,هیات عزاداری جفریز در خیابان خاکی روستا با نوای حسین حسین شور عجیبی داشتند که ناگاه شخصی از میان جمعیت اسم امام خمینی را برد و عده ی ای از جوانان حاضر در هیات با صدای رسا صلوات فرستادند که به پر قبای طرفداران شاهنشاه آریامهر برخورد و ....اندکی بعد ماموران پاسگاه گوغر سلاح به دست وارد جفریزشدند...

پاره ای از یک رویداد تاریخی و انقلابی زیبا در جفریز گوغر بود که در بحبوحه ی پیروزی انقلاب اتفاق افتاد و انشاله پستش در ایام دهه ی فجر تقدیم نگاه مهربانتان خواهدشد.

اما یک پیشنهاد به گوغر بلاگیهای عزیزشامل مدیران محترم وبلاگها و مخاطبین عزیز که غالبا نقش مخاطبین از نویسندگان کمتر نبوده و به تعبیری نظرات نیز خود وبلاگهای پنهان وهمراهند,و اینکه هر کس به نوبه ی خود فضای آن روزهای پر طمطراق و شکوهمند را در گوغر ترسیم نماید,باذکر خاطرات خود(نظیر استاد امیرزاده) و بزرگترها از آن روزها ولو به یک سطر, پاره ای از تاریخ دیارمان را درخشان نماییم,بی صبرانه منتظر پست های جدیدتان پیرامون فجر گوغر خواهم بود.

 

+ تاريخ یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |