
گوغر,
خوب می دانم که در دامنه ی کوه عرش1
در کنار روستای زیبای قلایی
و کمی بالاتر ازچشمه ی گلابدان2
قاصدک ها خبر می دهندکه
بهار نزدیک است
و اسفنگ و مکو و سریت بی قرارند3
بی قرار رقص شوباد 4رودخانه
که بر تن رعنای گون تنوره می کشد5
و من در کنار بنه ی یکه6
در امتداد جنگل تناور گناورکان جفریز7
آرام و خرام دستهایم را چنباتمه کرده ام
و به آن می اندیشم
که در سرزمین مادری ام ,گوغر
گلها که می رویند, جای هیچ خار نیست
1:کوه عرش,کوه مجاور روستای قلایی گوغر
2:گلابدان,چشمه و قدمگاه روستای قلایی که چمنهای وحشی و درختان بید تلخ و سد زیبایی اطرافش را محصور نموده است.
3:اسفنگ گیاه روییدنی فصل بهار شبیه تره
مکو همان اسفناج وحشی و سریت هم تره ی کوهیست
4:شوباد ,شب باد و باد سهمگین شبهای گوغر که در مسیر رودخانه ها تنوره می کشد
5:گون ,بوته ی کتیرا
6:درخت بنه یا همان پسته ی وحشی و منظور تک درخت بنه
7:جنگل گناورکان جفریز جنگل بکری مملو از ارچن و بنه و کهکم و...