گوغر,

خوب می دانم که در دامنه ی کوه عرش1

در کنار روستای زیبای قلایی

و کمی بالاتر ازچشمه ی گلابدان2

قاصدک ها خبر می دهندکه

بهار نزدیک است

و اسفنگ و مکو و سریت بی قرارند3

بی قرار رقص شوباد 4رودخانه

که بر تن رعنای گون تنوره می کشد5

 و من در کنار بنه ی یکه6

در امتداد جنگل تناور گناورکان جفریز7

آرام و خرام دستهایم را چنباتمه کرده ام

و به آن می اندیشم

که در سرزمین مادری ام ,گوغر

گلها که می رویند, جای هیچ خار نیست


1:کوه عرش,کوه مجاور روستای قلایی گوغر

2:گلابدان,چشمه و قدمگاه روستای قلایی که چمنهای وحشی و درختان بید تلخ و سد زیبایی اطرافش را محصور نموده است.

3:اسفنگ گیاه روییدنی فصل بهار شبیه تره

مکو همان اسفناج وحشی و سریت هم تره ی کوهیست

4:شوباد ,شب باد و باد سهمگین شبهای گوغر که در مسیر رودخانه ها تنوره می کشد

5:گون ,بوته ی کتیرا

6:درخت بنه یا همان پسته ی وحشی و منظور تک درخت بنه

7:جنگل گناورکان جفریز جنگل بکری مملو از ارچن و بنه و کهکم و...


+ تاريخ سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |