سلام گوغر...

تو را با خشت جان   با شور میخوانم

تو را با نغمه ی زیبای بلبل در کنار گل گلک های بهاران میسرایم ...

تو را من دوست دارم شباهنگام

وقت ناله ی مرغان حق بر قاقه ی1 گردو

تو را با خون دل از راه دور ازین شهر غریب بی چکاوک

تا سر چشمان سبز سبزپوشان میپرستم

تو آن هستی که کام اولین روز ولادت را بخاکت باز کردم

سلامم را پذیرا باش که امشب من سکوتم را شکستم

دوستان عزیز و بهتر از جانم سلام

سلامی به گرمی دستان و قلمهای پر توانی که در روزهای پر مشغله ای که دست تقدیر بر این بود که میان حقیر و گوغر بلاگ فاصله افتد همواره با ارسال و بیان پیامها و نظرات مشوقانه پیگیر حضور بنده در فضای با صفای گوغر بلاگ بودند در این فضای مجازی دست همه ی عزیزان را میبوسم و از خداوند بزرگ برای ایشان و خانواده ی های محترمشان آرزوی سلامتی و خوشبختی بیش از پیش را دارم




+ تاريخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |