یادش بخیر گذشته های نه چندان دور در دهه ی ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ شیوخی که در ماههای محرم و رمضان به روستاهای دارای جمعیت و مسجد گوغر رهسپار میشدند به علت نبود خانه ای مجزا غالبا به دوصورت اسکان میافتند یا هر روز و شب را خانه ی یکی از متمکنین ده به همراه صرف نهار و شام بسر میبردند یا اینکه مثل روستای جفریز در خانه یک نفر(یامرحوم همتعلی شاهدادی و یا علی رضاخانی از خادمین و مداحان مسجد)که خانه ی بزرگ و دارای امکاناتی داشتند سپری میکردند و پذیرایی ظهر و شب نیز هر وقتی میهمان یکی از بزرگان ده بودند که ساکنین ده غالبا در نوبت چند روزه جهت میزبانی شیخ منتظر می ماندند و شب بیاد ماندنی در اذهان آن خانواده ثبت میشد از حاج آقا مسئله و مسایل شرعی و خمس و زکات گرفته تا خاطره گویی و همچنین برای بچه های بازیگوش آموزش قرآن دادن..
روحانی روستا از گردش در طبیعت گوغر هم بی بهره نبودند و با جوانان روستا به گردشگری میپرداختند
از روحانیون مشهوری که حضور چند ساله ای در جفریز داشتند میتوان به شهید بزرگوار محمد حیدری اهل تربت حیدریه ی خراسان که خاطرات آموزش و مسابقه ی قرآنش(در زمان جنگ) در اذهان جوانان روستا هنوز متبلور شده است و همچنین آقای هادیان اهل رشت که هنوز با اهالی جفریز رابطه دارد اشاره کرد