من رفتم و با گذشت از باغ زردآلويي و استخر زيباي آنجا به پلاس گل منگلي مش .... رسيدم پلاسي كه با پايه ها و ستونهاي چوبي به زمين ميخ شده بود و دور تا دورش را حصار چغي3 فراگرفته بود و چتر سياه رنگي از لتف4 خيمه سراي بزرگي را پديد آورده بود
يااللهي گفتم و زني زيبارو و مهربان با عمامه اي سيه رنگ بر روي چهارقد سفيدرنگي بر سر در پلاس را كنار زد و به تركي ازم پرسيد:" سن كيمي؟ تانميرم5
من هاج و واج وايساده بودم و بند تنبانم گرفته بودم تا سنگ كنيك6 دور كمرم كه شل شده بود و هر از چند گاهي براي شكار پرنده و دعواهاي بچگي ازش استفاده ميكردم نيفته و گفتم هااا
آن زن مهربان كه فهميد من تركي بيلميرم گفت بچه بار كي هستي؟
گفتم بچه زاده فلاني و گفته كه ايران بگيرم ازتون
خنده اي زد و ظرفم گرفت و از مشك قهوه اي دودي رنگي كه بر سه پايه اي بيرون از پلاس زير سايه روشن درخت گردو آويزان بود برام دوغ ريخت و اونجا فهميدم كه در گويش تركي گوغري به دوغ ميگن ايران به فتح الف اولي و سكون يا
من هم طبق اخلاق به ارث رسيده ام آن زن زير بار سوال گرفتم و حسابي از معني كلمات تركي سوال پيچش كردم
مثلا: ايشك كه ميشد خر
ايران يا يوغورت كه ميشد دوغ
قودوغ كه ميشد كره خر
جيران كه ميشد آهو
سر آخرم خوشحال و سر افراز با دستي پر و حامل بايده دوغ سوي خانه ي بي بي ميرفتم و ميخواندم:گديرم ماست بگيرم
بعدا كه يه كم راه افتادم اينطوري بهش نظم و آهنگ دادم و با صداي بلند ميخواندم:
گديرم ماس بگيرم 7 گديرم ماس بگيرم آرواده ديله كيمي سنه اولدوز بگيرم
دريغ ازينكه ماست هم به تركي ميشد قاتيق كه من نميدونستم.
1:بايده ظرف مسي يا چدني بزرگي كه از قابلمه كوچكترست
2:ايران به تركي افشاري بافت همان دوغ است البته يوغورت هم ميگويند
3:چغ همان پرده حصيري از ني است كه دور سياه چادر ميپيچند كه به پلاس هم در تركي گوغري يلن ميگويند
4:لتف خيمه و چادر سياه رنگ سياه چادر كه از موي بز درست ميشود
5:سن كيمي تانميرم: يعني شما كي هستي نميشناسم
6:سنگ كنيك: فلاخن
7:ميروم ماست بگيرم ميروم ماست بگيرم پيرزن گفته كي هستي؟ تو ستاره رو بگيرم