درآن سكوت سهمگين دهكده در كنار هور
ما مانده ايم و درد انتظار و دو چشم كور
در گل فرو فتاده دو پاي لنگ من
ما مانده ايم و رسيدن به انتهاي نور
ما را هواي زلف پريشانت آرزوست
زان رهگذركه فراموش كرده راه دور
بلبل به بال قنوت پر گشود و رفت
باز آ گل سپيد در خزان و برف بور
خواند نسيم درپس بوسه اي خنك به ني
درآن غريب دهكده در كنار هور
عابد اگر به عهد گل نرگس وفا كند
باران ظهور مي رسد ز آب شور