روز عاشورا كه خون احساس كرد
دجله خشكيد گريه بر عباس كرد
در هجوم تيرها لبهاي مشك
قل اعوذ الان برب الناس كرد
روز عاشورا كه قاسم جنگ كرد
كاكل خود را حنايي رنگ كرد
گرچه بر قامت زره ناجور بود
پاي دشمن را شكست و لنگ كرد
روزعاشورا كه مهر آذر نمود
جنگ را بر سبط پيغمبر نمود
آينه در صورت احمد شكست
لاله ي پرپر علي اكبر نمود
روز عاشورا كه دريا تشنه بود
ماهي شش ماهه خون آغشته بود
عرشه ي كشتي شكست از نيزه ها
قاري قرآن به روي دشنه بود
روز عاشورا عطش بر كام رفت
شرب خمر گرگها بر جام رفت
روز فردا كوچه هم تكرار شد
هلهله بر كاروان در بام رفت
روز عاشورا كه حر آزاد بود
منا ذله هيهته فرياد بود
خطبه خوان شام عاشورا چه كرد
كاخ ظلمت سست و بي بنياد بود