هوا پاك بود و دل انگيز

آبي آسمان،نگاه تو

خورشيد،سراب تو

ابرها غرش كنان آمدند

رعد، صداي تو

باران، شراب تو

رهگذري هستم چتر سايه بانم

محو آسمان،من

هرزه پوي سراب،من

رودخانه را سيل نوازش مي كند

نوشيد باران را،من

رقصيد با رعد،من

من، تو ، باران را من....


(عابد اذرماه 92)




+ تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |