نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... 
به حباب نگران لب یک رود قسم، 
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، 
غصه هم می گذرد، 
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... 
لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

+ تاريخ شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |