بيچاره كيست؟

بيچاره كسي است،كه ميخواهد،با قلمچه اي ني تراش، سياهه اي از دردهايش را، روي صفحه ي سپيد كاغذ،تحرير كند،به نوشتن كه مي رسد،يا قلمش را گم كرده يا كاغذهايش را باد به يغما برده، سر آخر هم كه با پنجه هاي رنجورش، قلم را بر تارك كاغذ فرود مي آورد،ذهن ياريگرش نيست،واژه ها،رنگ تباهي گرفته اند و انگار،سالهاست كه آلزايمر گرفته...

با اين خود فراموشي،قلم شكسته،كاغذهاي سوخته و دستهاي لرزان،با اين واژه هاي گريزان،تواني براي نوشتن نيست...

تا لختي ديگر ،بدرود

+ تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری