چشم انداز(شعرهای آزاد و دستنوشته های من)
پس سوخته های من را
بادمی فشارد در حنجره ی شهر...
پیرمردی با نفس های بریده می گوید:
"بوی عشق آمد..."
(عبادصادقی)
RSS