باران که می آید

پس سوخته های من را

بادمی فشارد در حنجره ی شهر...

پیرمردی با نفس های بریده می گوید:

"بوی عشق آمد..."

 

(عبادصادقی)

+ تاريخ یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |