عمق نگاه تو  تا،دریا ادامه دارد

چون لنگری گل آلود،در ما ادامه دارد

 

با موج ابروانت،کشتی به راه افتاد

آن پلک بادبان تا،دنیا ادامه دارد

 

تنگ غروب این چشم،بااشک همنشین شد

باران سرخ من تا،فردا ادامه دارد

 

یادت نسیم صبح است،با بادهای پاییز

برگ درخت من تا،سرما ادامه دارد

 

فصل بهار با گل ،درخواب شدهم آغوش

تا جشن شادکامی،رویا ادامه دارد

 

ای ناخدای دریا،ما را ز یاد بردی

این راه بی نهایت،تنها ادامه دارد

 

(عبادصادقی)

+ تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |