دلم برای شعرهای نوزده سالگی ام تنگ شده است
برای واژه هایی که رنگ و بوی تو را داشتند
سپیده گاه،عطر سنجد می دادند
و شب،بوی نارنج،
چقدر نفس های آن روزها کشیدنی بود
و این روزها،بریدنی...
دلم بیشتر از تو برای خودم تنگ می شود
تنگ،برای کسی که در راه تو،آرزوی شهادت داشت...
(عبادصادقی)