شهر،ردپای تو را از یاد نبرده است...
هنگامی که رفتی
در من زلزله ای شد
چنان سقف حسرت ها برسرم ریخت
که گله ای از سگ های زنده یاب هم نتوانستند پیدایم کنند
من ماندم و یک قبرستان خصوصی
که با حساب یاد تو!
دو نفر در یک گور خوابیده ایم...
(عباد صادقی)
+
تاريخ پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۵ساعت
نويسنده
عباد صادقی گوغری

|