چشم انداز(شعرهای آزاد و دستنوشته های من)
وقتی که قایق های چوبی ایستادند
دریا تمام ماجرا را با خودش برد
از نوح پیغمبر تو را می خواستم من
طوفان چشمانت،خدا را با خودش برد.
(عباد صادقی)
دو بیت از یک غزل
RSS