به نام نازل کننده باران از آسمان ,آب ,زندگی و رویش.

بازی محلی برای آمدن باران

قدیمترها بازی در گوغرو سایر بخش های بافت در بین نوجوانان و جوانان روستا انجام میگرفته در جهت استسقاء و طلب باران,که البته به استنادکتب تاریخی مربوطه در اکثر نقاط کرمان قدیم رایج بوده است و حال نحوه ی انجام این بازی فکاهی از زبان بزرگترها:

"هنگامی که در مهرجون و زمستان یا بقیه ی فصول سال باران نمی آمد عده ای از جوانان و نوجوانان روستا جمع میشدند و هر کس همراه خود مقداری آرد به همراه می آوردند و یا به درب خانه ی همولایتی ها رفته و در ضمن خواندن اشعاری طلب آرد می کردند

"الله خدا باران بده   باران بی پایان بده

گندم به دهداران بده     روغن به مال داران بده

ارزن به مرغداران بده            صفا به کشتزاران بده

جو به خرداران بده          غذای کشک خواران بده

واشعار ملیح دیگری نظیر: هل هله میشو      سگ درویشو......

چون آرد به اندازه ی کافی پختن کماچ جمع میشد به میدان روستا رفته و پس از خمیر کردن ان را به شکل کماچی بزرگ در آورده و قبل از پختن مهره ی کوچکی را در خمیر گذاشته و چون کماچ خوب پخته شد و خنک شد شخصی از بزرگان و ریش سفیدان روستا به عنوان ناظر و تقسیم کننده ی کماچ نان را با قسمتهای کوچک شده بین شرکت کنندگان تقسیم می نماید ومواظب است که مهره نصیب چه کسی می شود خلاصه وای به حال اون بیچاره که پس از کشف مهره ی درون نانش او را گرفته و کتک می زنند و میپرسند بگو کی باران میاد خلاصه پس از کتک کاری مفصلی یکی از ریش سفیدان روستا تا 24 ساعت ضامنش میشود و اگر بعد 24 ساعت باران آمد فبهاالمراد و اگر نیامد باز آن شخص را گرفته و میزنند و می پرسند کی باران میاد و این قصه و بازی ادامه پیدا میکند تا بارش باران.

بازی و به تعبیری رسم مذکور هنوز نقل محافل پدران ما نیز هست که البته اکنون به فرآموشی سپرده شده است

"گشنیز ما چهار قد طلا        باران نمیبارد چرا

رنگمان شده مانند کاه         از بس که خوردیم آب چاه

ای خدا باران بده             باران بی پایان بده

گشنیز ما چی چی میخورد       بره ی سر قوصی(1) میخورد

ای خدا باران بده             باران بی پایان بده

 

(1):بره ای از نژاد گوسفندانی که دو بار در سال می زاییدندو غالبا در دو فصل بهار و پاییزانجام میگرفته و دارای بهترین نژاد میباشند

+ تاريخ شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |