درخت زنجبیلم دانه کرده        غم دلبر مرا دیوانه کرده

غم دلبر زده آتش به جانم       چو اره بر دلم دندانه کرده(2)

یکی از معیارهایی که عده ی از مردمان را با نام قوم می خوانیم وجود ترانه های فولکوریک بین آن اقوام است(ترانه فولکوریک,لباس متحد الشکل سنتی,فرهنگ یکسان و خاصه ی ان مردم,وجود قراردادها و...)

گذشته ها در میان رسوم زیاد و سنتی و اصیل مردمان بافت کبیر (بافت,رابر,ارزوییه,خبر,گوغرو...)افرادی بوده اند که دارای  مهارت نوازندگی نی و خوانندگی اشعار و ترانه های محلی بوده اندکه از ارکان زندگی و سرگرمی و دلخوشی مردمان عشایر و روستا نشینان بوده است البته امروزه با توجه به محدودیت های زندگی شهر نشینی به ندرت کسانی پیدا می شوند که نی را یاد داشته باشند و غمها و شادی های زندگی خود را در آن نجوا کنند از همین رو لازم به ذکرست که یکی از عللی که مردمان مهارت زیادی در نوازندگی نی و خوانندگی اشعار و دوبیتی های محلی داشته اند عدم وجودرسانه های امروزی و غربت و تنهایی,ذوق بالاو...بوده است در اکثر خانواده ها و ایشوم ها افراد هنرمندی بوده اند که مجهز به این هنرسنتی بوده و با عمل خود باعث شور و شعف در زندگی آن دوره ی خود بوده اند غالبا چوپانان بهترین نی زنان بوده اند که تنهایی و عدم رویت انسان در مدت زمان زیادی در حین چوپانی از بهترین دلایل این تبحر بوده است

ساز و دهل نیز از لوازم ایجاد شادی در جشنهای عروسی و ختنه سوران و..بوده است که با وجود کمرنگ شدن و جایگزین شدن آن با ارگ و...هنوز جایگاه خود را در جشنها دارد که میتوان از نوازندگان ساز و دهل مشهور بافتی به استادنظرنژادبزنجانی,استادنادعلی و بازعلی گوغری و..اشاره کرد

با وجود اینکه قدیمی های ما اکثرا سواد لازم شعرخواندن کلاسیک و کهن ایرانی  را نداشته اند ولی باز از قافله ی ادب به دور نبوده اند و هم زنان و هم مردان ترانه ها و چهاربیتی های زیاداصیل منطقه ی خود را حفظ بوده و در کارهای خود(قالی بافی,چوپانی,کشاورزی و..)استفاده می کرده اند

نمونه ای ازین ابیات:

به کوههای وطن چشمانم افتاد       دوباره آتشی برجانم افتاد

به کوههای وطن مادر غریبم           خدا درد دلی کرده نصیبم

سرچشمه رسیدم تشنه بودم        دوتامرغ سفید تحفه دیدم

اگر شهر پدر بود می خریدم ..........

مرا از شهر پدر دادند فراری           به شهر دیگری دادند قراری

درخت یکه بودم در بیابان             چرا آبم ندادی ماه تابان ......    

نی ازقدیمی ترین سازهای دنیاست که متعلق به ایران است از زیر مجموعه ی سازهای بادیست که دارای انواعی از قبیل قره نی,نی هفت بنددوزله و...می باشدنای هفت‌بند از گیاه نی ساخته می‌شود و طوری آن را می‌برند که از سر تا ته آن شامل هفت بند شود. نی هفت‌بند یا به اصطلاح نی متشکل از ۵ سوراخ در جلو و یک سوراخ در پشت آن است که توسط انگشتان دوم و چهارم از یک دست و انگشتان اول تا چهارم از دست دیگر پوشیده می‌شوند. وسعت صدای آن به ۳ اکتاو و چند صدا می‌رسد. ۵ صدای بم(۱)، بم نرم (1p یا 1 piano)، زیر، غیث و پس غیث (تا فا) دارد که نت Si در صدای بم آن روی نی وجود ندارد و نوازندگان آن را با لب می‌نوازند. . به طور کلی نی را با جا گرفتن بین دو دندان نیش و گرد کردن زبان در پایین و پشت آن می‌نوازند(3)

نی کوک ندارد و با توجه به صدای بم و زیری که از آن بیرون می آید و از سوراخ پشت آن کوک می شود

از مایه های آواز سنتی که در ایران استفاده می شود میتوان به مایه ی شور با زمینه های افشاری,دشتی,ابوعطاء,بیات ترک,بیات کرد اشاره کرد که از جمله ترانه هایی محلی در قالب چهار بیتی و دوبیتی و.. که در بافت و گوغرقرائت می شود از ازیر مجموعه ی افشاری و دشتی می باشد که افشاری آن در میان طوایف ترک و دشتی در میان مناطق جنوب ایران و دامنه های زاگرس و همچنین استان کرمان رایج است

نی آنچنان جایگاهی در جامعه ی ایرانی دارد که مولوی مثنوی سرای بزرگ ایرانی دفتر اول مثنوی معنویش را با نی نامه شروع میکند و نی را نمادبیان غمهایی میداند که برناله های انسان دور شده از اصل و خدای خویش تکیه دارد

بشنو از نی چون حکایت می کند      از جداییها شکایت می کند

و در فرازی دیگر"نی حدیث راه پر خون می کند"...ویا "همچو نی دمساز و مشتاقی که دید".....

نی و موسیقی از ابزارهای هنری بیان عقایدو تاریخ و.. نیز بوده است همه ی ما داستان و آهنگ گیس گل را به یاد داریم که چه جوری چوپانی بوسیله ی نواختن نوایی در نی تفنگداران ایل خویش را از سرقت گله ی گوسفندان توسط دزدان باخبر می سازد:"گله رو بردن گیسه گل,برنوفشنگ کن گیسه گل,قوچ های رنگی گیسه گل..."

متاسفانه امروزه شاهدتوسعه ی موسیقی های لهو و لعبی در کشور هستیم که با الحان به ظاهر دل انگیز خود ضربات مهلکی را بر پیکره ی فرهنگ و قلوب پاک مردمان بخصوص جوانان و نوجوانان ما وارد می سازندازین نمونه می توان به موسیقی رپ اشاره کرد که به تخصص وزن و اهنگ و موسیقی دانی و ادبیاتی بودن نیازی ندارد و غالبا با اراجیف و اباطیل و مطالبی همراه است که هیچ گونه پشتیبانه ی فرهنگی را ندارند و باعث انحراف و تشتت افکار می شوند,البته این بدین معنا نیست که موسیقی ذاتا حرام است البته چون بحث ما مربوط به موسیقی سنتی نی در بافت کبیر می باشدلذابهمین بسنده می کنم که جهت تشخیص موسیقی حرام طبق نظرمراجع تقلید2معیار اصلی وجود دارد1:غنای آهنگ (آهنگی که مناسب با مجالس لهو و لعب باشد و انسان را از خود بیخود کند)2:غنای محتوا(مثلا شعری خوانده شودکه که محتوای حجو و هزل داشته باشد)که جهت کسب اطلاعات بیشتر به استفتائات مراجع تقلید خصوصا مقام معظم رهبری و کتاب موسیقی علامه جعفری مراجعه کنید.

بیایید با زنده نگاه داشتن رسوم سنتی و اصیل دیارمان که ریشه درانسانیت دارند هم خدمتی به گذشتگان نیکمان کنیم و هم به مقابله با موسیقی گمراه کننده ی غربی بپردازیم


+ تاريخ جمعه هفدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |