بالاخره تن رعناي گردوهاي كهنسال سراسر بافت كبير شانه از بار گردوها خالي كردند ديگر صداي درگيري اشگل(چوب بلند گردوتكاني) با شاخسار درختان گردو به گوش نمي رسد خبري از جست و گريز سنجاب هاي خاكستري شكل گردو خوار دررساي سيماي گردوان نيست سبزي برگها رو به زردي گراييده اند گويي در اين آشفته بازار گراني سيم و زر همرنگ بازار طلافروشان زرد زرد شده اند صداي منحوسي از لابلاي سكوت باغستانهاي گردو به گوش مي رسد كلاغها سرود خزان مي خوانند ابرهاي كدر آسمان غرش كنان در گذر روزگار در گردشند باران نم نم بر جازهاي(بوته هاي بياباني درمنه) خشك بيابان لالايي مي خوانند كه سرماي استخوان سوز كوهستانهاي بافت نزديك است زمستان آهسته و پاورچين نزديك مي شود گوش كن.....

متن بالا توصيف اين روزهاي باغ هاي مصفاي گردوي  مناطق بافت است كه نوشتم ولي چه خبر از جشنواره و انجمن گردو...

آتش داغ اين جشنواره كه خرمن عزيزان فعال فرهنگي رو گرفته بود رو به سردي نهاده ولي از دست اندركاران در زمينه انجمن گردو درخواست داريم از همين الان در انديشه ي برگزاري جشنواره ي سال اتي باشند و اگر اكنون محل و منطقه ي برگزاري آن مشخص شود خيلي بهتر است كه هم آمادگي و فرصت بيشتري حاصل و هم از درگيري ها و انتقادها ممانعت خواهد شد

+ تاريخ چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |