
انشاله در این هفته به طور اختصاصی با زنده یاد جهانبخش صادقی گوغری خواهیم بود,تشریح کامل تشییع پیکر پاک ایشان در زادگاهش گوغر و همچنین تدفین در شهر سیرجان با ذکر جزییات و تصاویر با اطلاع خواهد رسید
امشب در حسینیه اباعبدالله مکی آباد سیرجان(حسینیه صادقی های گوغری در سیرجان) مراسم وداع گوغریها با پیکر پاک هنرمند بین المللی جهان اسلام جهانبخش صادقی است و عجب شور و حالی بر پاست,از بهترین قسمتهای این شب غربت, متن ادبی سوزناکی بود که توسط یکی از بانوان خوش ذوق به اجرا در آمد
"به نام آنکه گوغر را بنا کرد به رودی قلعه را از ده جدا کرد(1)
ز انگشتان جاوید جهانبخش هزاران نقش اندر پرده ها کرد
خدارحمی که صدرحمت بر او باد چه گرد و خاک به راه کربلا کرد(2)
بنازم آن قلم را کز سر شوق تو را با خاک گوغر آشنا کرد"(3)
جهانبخش به خانه خوش آمدی,امروزکلبه ام را به یادت سیاه پوش کرده ام,در فراغت مردم که هیچ,بوته های بیابان گریستند,به عشقت,دیشب ابرهای تیره و بیتوته کرده در آسمان پرستاره ی گوغر تا سپیده دم باریدند,تا راه را به مقدمت معطرنمایند.
امروز گوغر یتیم شد,"از روستایت رستاق گرفته تا چهارطاق,از اسفندران تا جفریز,از چشمه ی سبزپوش تا امام زاده جعفرو از امیرآباد تا گیس باران,همه غرق اشک بارانند.
ای نقاش عاشورایی در باورمان نمی گنجید که اینگونه تنهایمان گذاری و چه زود و غریبانه,حالا دیگر صندلی چرخ دار و تختت که سالها مانوست بودند دلتنگ تواند ودیگر هیچ کهن بومی رنگ و جلای دستان پرتوانت را به تصویر نخواهد کشید,این بار باز دلی تنگ تو شد به هوای تو قلم رنگ تو شد.
خدایا براستی این چه تقدیری بود که جهانبخش در شب میلادامام حسین (ع) در حال چراغانی کردن خیابان بود در سن 16 سالگی دچار حادثه ای شود که هر چند منجر به ضایعه نخاعی وی شد ولی آغاز تولد هنرمنداستثنایی شد که با دستهای به ظاهربی رمقش رنگ و جلایی بهشت سیما به جهان می بخشید و چه حکمتی در میان بود که از میلاد تا شهادت مولایش هنرمندی شود عاشورایی.
جهانبخش به زادگاهت,سرزمین حسین,حسین آباد کریمان,گوغرفرهیختگان,خوش آمدی,عزیزم بلندشو و نوای عندلیبان سرگردان کوهساران گوغر را بشنو,برخیز و امواج خروشان سد اسفندران را نظاره کن,برخیز و نوای ملکوتی حاج شکرالله نقوی را در کنار شده ی عزای حسین ببین ...(4)
جهانبخش عزیز,بحبوحه ی نزدیکی شام غریبان طفلان حسین است و گوغر میزبان تو,سلام مارا به حضورسردار همیشه خندان جبهه های غرب و جنوب شهید خدارحم صادقی برسان و به آن عزیزسفر کرده بگوکه گرچه این بار نیز دستان سعادت یاریگر ما نبود تا که میزبان جهانبخش عزیزباشیم ولی یاد و خاطره ی شما تا ابد و نسل به نسل در دلهایمان باقی خواهد ماند.
در گذر گاه زمان رنگها می میرند,برگها رنگ دگر میگیرند,آنچه باقیست فقط خاطره هاست
1:رودخانه میان دو روستای چشمه سبز(ده) و امیرآباد(قلعه) که فصل مشترک این دو روستای مرکزی دهستان گوغرست.
2:خدارحم صادقی سردار شهیدگوغر
3:چهار بیت فوق از شعر بلند استاد مرتضی امیر زاده که در باره ی گوغر سروده شده گرفته شده است
4:شده به تشدید دال که نوعی علم قدیمیست و درست شده از چوپ و به پارچه های رنگین آذین بسته شده که در گوغر و در عزاداری حسین (ع) استفاده می شود,حاج شکراله نقوی از پیرغلامان حاضر و خوش سیمای گوغرست
خداراشکر که دوستان عزیز وبلاگ نویس در این ماه محرم الحق و الانصاف کم نگذاشتند و از آیین عزاداری سالار شهیدان در گذشته های نه چندان دور گوغر مطالبی را بیان نمودند که استفاده بردیم,انتشار این مطالب در فضای مجازی رسانه, ما را به این نکته می رساند که فرهنگ غنی پاسداشت خون شهدای کربلا در گوغر قدمتی دیرینه و پشتوانه ای سترگ دارد,دوستان ازپیر غلامان اهل بیت گفتند,از تجمع تمامی هیاتهای عزاداری روستاهای مختلف گوغر نظیرامیرآباد,چشمه سبز,جفریز,رستاق,چارطاق,هنکایی و .. در مرکز امیر آباد سخن رانده شد,سخن از شبیه خوانی به میان آوردند,از نیاز علی خان امیرزاده و حسین حکیم زاده وآقاسید جواد گفتند ,از دلسوختگان مشتاقی گفتند که در همین سه راهی امیرآباد بر فراز قلعه ی قدیمی تجمع می کردند و حادثه ی پرشور عاشورا را در ده روز با اتکا بر هنر تعزیه به تصویر می کشیدند,از عباسی ها و گروهی که قمه به سر مبارک می زدند و آخر کار بیهوش و عریان گذارشان به حمام امیرآباد می افتاد سخن به میان آورده شد(البته قمه زنی منع شرعی دارد) و همه چه زیبا و سوزناک بودند ضمن زنده نگاه داشتن یاد آن عزیزان بنده هم با راهنمایی پدر عزیز و در حقیقت بهترین دوست زندگی ام به نقل گروهی با نام لشکر جنیان می پردازم:
"یکی از صحنه های شبیه خوانی اجرای لشکر جنیان بود, لشکر جنیان از تعداد 10 تا 20 نفر نوجوان ملبس به لباسهای رنگین و جلف و دلهره آور تشکیل شده بود که با رهبری یک یا دو نفر از بزرگان که غالبا صدای خوش و رسایی داشتند با در دست داشتن و لرزاندن ترکه های سبز سنجد بر سر دستان خودبه میان میدان تعزیه می آمدند,همنوا جواب نوای سردسته ی جنیان را می دادند ,غالبا شعر و نوحه ای که خوانده می شد این جوابش بود," ای جنیان بگریید آقای ما حسین است مولای ما حسین است",این قسمت از قسمتهای سوزناک شبیه خوانی بوده که با دخالت دادن نوجوانان در این صحنه پدیده ی تعزیه را در وجود آنها نهادینه میکرده که ادامه دار این مهم باشند,اجرای لشکر جنیان ظاهرا از اعتقاد مردم به اینکه شب عاشورا جعفر جنی رییس جنیان شیعه به حضور امام حسین میرسند و تقاضای قتل عام لشکر عمرسعد را میکند و آقا اجازه به ایشان نمی دهند,نشات می گیرد و همچنین اینکه جنیان نیز در شهادت حسین عزادار شدند دلیلی بر این نمایش بوده است,از سردسته های لشکر جنیان می توان به مرحوم پدربزرگ مادر ی ام خدابخش شاهدادی که از مداحان قدیم جفریز نیز بوده(پدرمداح شهید همتعلی شاهدادی) و مرحوم خیراله صادقی, اشاره کرد"
ای کاش فراغتی حاصل می شد تا کمی نیز درباره حسین بنویسم در باره ی ظهر عاشورا و شب شام غریبان,از خارهای مغیلان بسرایم و سری به خرابه های شام بزنم ولی نه قلم یاریم میکند و نه نای نوشتن دارم باور کنید وبلاگهای دوستان را هم در بحبوحه ی کاراز طریق اینترنت گوشیم چک می کنم
خستگیم را به پای نعمت سلامت ,شکرانه فراموش میکنم و فقط:
"باز دلم بوی محرم گرفته
بوی خدا و شب و شبنم گرفته"
1:کارگران مشغول کارند:برفرازکوه قلعه کهنه ی چشمه سبز دقیقا در مجاورت دکل مخابرات,مخزن ذخیره ی تامین آب شرب اهالی چشمه سبز در حال احداثه که میگن قراره از سد اسفندران انشعابی هم به این روستای فاقد آب شرب داده شود انشاله
2:خبر دار:کمپ گردشگری جفریز هم که تحویل پیمانکار بومی گوغری داده شده امروز در حال جوشکاری و علم کردن ستونهای فاز اولش بودند
3:سرپیچ توقف مطلقا ممنوع:سه راهی امیر آباد جنب تابلوی یادمان سرداران شهیدگوغر در حال مرمت و نصب جدول و سنگ کشی خیابان
4:بچه های عوض قصاب:مسجد و مجتمع فرهنگی امام حسن مجتبی امیرآباد در مرحله ی ستون و سقف بتنی که واقعا از لحاظ مصالح به کاررفته کاملا ضدزلزله بود این مسجد که شامل کتابخانه و مسجد و اقامتگاه و.. می باشد به همت فرزندان عوض نجارزاده در حال احداث است
5:طلای سرخ زیر بنه:برداشت محصول زعفران از یک هکتار زمین زیر کشت در روستای جفریز توسط محمدیارحاج محمدی
6:بابا احمدعلی بی خیال:احمدعلی شاهدادی(پیرغلام اهل بیت و مفسرقرآن)برنده ی 25میلیون تومان پول نقد از بانک رفاه بافت ,تازه پارچه زدن ببین
درجریان بازدیدجناب بهروز فرماندار محترم شهرستان بافت به گوغر و سرکشی از کمپ در حال احداث گردشگری در روستای جفریز پیشنهادی آینده نگرانه جهت تامین آب آشامیدنی این روستا که مردمانش 12 سالیست که ازین نعمت خدادادی بی بهره هستند توسط عده ای از ساکنین دلسوز روستا داده شد که نظر مثبت فرماندار و بخشدار و مسئول آب و فاضلاب بافت را در پی داشت که این پیشنهاد و ثمرات آن به نظرتان می رسد:
ازآنجایی که در سال82سدی سنگی و خاکی در کنار کوه مزار و محدوده ی روستای جفریز احداث شد و هدف از احداث آن مهار آبهای سطحی و سرگردان در زمستانهای سرد این ناحیه وذخیره ی آب و انتقال آن به منبع تصفیه ی آب روستای جفریز بود متاسفانه به جز همان سال اول که شاهد بارش برف زیادی در منطقه بودیم این سد روی خوش آب را به خود ندید ولیکن می شد با توجه به عدم آبیاری باغات در 4ماهه آخر سال به علت بروز سرمای شدید و عدم نیاز درختان ,آب کشاورزی روستا را که از چشمه ی قدمگاه جفریزبالا نشات می گرفت را خیلی راحت با احداث جوی500متری از آنطرف جاده ی آسفالته به پشت سد انتقال داد که متاسفانه تنها دخالت و بخل یکی از ساکنین متنفذ و ارباب روستا باعث عدم انجام این کار می شد که با پیگیریها و اتحاد جفریزی ها مقدمات انجام این کار فراهم شده که انشاله امسال زمستان شاهد این کار باشیم و از طرف دیگرآب رودخانه ی گودال که در ناحیه و دامنه ی کوههای یشمی رنگ گوغر بیدخان قرار گرفته نیز در تابستان و زمستان به رودخانه های پایین دست گوغر سرازیر شده و هدر میرود که با کامل شدن احداث سد خاکی گودال که در دهانه ی بیدی قرار دارد این آبها مهار شده و باتوجه به جمعیت کم روستای گودال که فقط در تابستان در این روستا به سر می برند و زمستان سوت و متروک است آب سدگودال به سد جفریز انتقال داده شود و پس از ته نشینی و انتقال به منبع آب که در فاصله ی500 متری این سد قرار دارد تصفیه و کلرزنی شده و در سیستم لوله کشی آب این روستاتزریق شود که انشاله با تحقق این طرح که دور از دسترس و ذهن نیست گامی بلند در جهت کاهش مشکلات یکی از روستاهای پرجمعیت گوغر برداشته شود .
مزایای این کار:
1:تامین آب شرب روستای پرجمعیت جفریزکه بیشترین سرعت را در ساخت و ساز مسکن روستایی به خود اختصاص داده که رضای خداراشامل خواهدشد
2:ایجادمنظره ی زیبایی شبیه سد اسفندران در کنار کوه دوسرمزار و دقیقا در مجاورت کمپ گردشگری گوغر
3:بالا آمدن سطح آب چشمه وچاههای خشک خانگی روستاهای جفریز و چشمه سبز
4:می توان با انتقال آب چشمه ی سبزپوش به این سد که در فاصله ی 700متری این سد قرار دارد به تامین قسمت زیادی ازآب شرب روستای چشمه سبز نیز کمک کرد که این ایده ی خود بنده است تا شاید بتوانیم دین خود را به چشمه سبزیهای عزیز که سالهاست ما با گذر از سبزپوش کام تشنه را به آب زلال آنجا پیوند می دهیم ,ادانماییم انشاله
5:باتوجه به کوهستانی و شیبداربودن مرکز زیبای گوغر یعنی امیرآباد و چشمه سبز و کمبود زمین وسیع و اینکه جهت برگزاری جشنواره های بزرگی نظیر گردو و گردشگری و..نیاز به زمین صاف و ناحیه ی زیبا و کم ترافیک می باشد با آبگیری این سد و منظره زیبای آن می تواند مکانی زیبا جهت برگزاری این نمونه جشنواره ها که دغدغه ی اصلی فعالین فرهنگی اجتماعی گوغرست باشد
لذا با قول مسئولین محترم و اینکه رییس آب و فاضلاب بافت مهندس احمدی پور از همشهریان گوغریمان می باشد امید زیادی می رود که انشاله طرح فوق اجرایی شود
درپس کوچه ای خنک به نام عشق
بیمار به روی بازوان ستاره ها
خوابیده بود,ژولیده یکی جوان
درآن هیاهوی مسکوت و دیوانه بار شهر
به کدامین قلب خسته از بهانه ها
آرام می نواخت دشنه ی ضمیر بی گناه او
به نگاه وارونه ی یکی نشان
درآکنده فضای مملو از حسرت
درکنارجویباری به زیر درخت
آرام می نهاد سر به بالین تنهایی
گویا که دلبسته بود به مهدی زمان

به بهانه ی ردیابی7000شهیددفاع مقدس توسط کمیته ی جستجوی مفقودین در خاک عراق و تدفین آن عزیزان سفرکرده در محرم امسال و در500 نقطه ی کشور. و اینکه سالهاست که مردم گوغر در آرزوی آرامگاهی برای شهیدان گمنام در خاک وطنشان هستند و فقط فقط همت ستاد یادواره ی شهدای استان کرمان را می طلبد و بس...
کوچ آخر پروانه های مست و رنگین بال وطنست,دسته ی هفت هزاره ی پروانه های سبک بالی که در خاک فاو و جزیره ی مجنون ,دیوانه بار در جستجوی آشیانه ی ابدی خویش بودند سرانجام از میان خار و خس غربت به وطن باز خواهند گشت و فضای خاکستری محرم امسال را روشن و عطرآگیین می نمایند,
آری روزگاریست که همصحبت باخاکم من درک این لحظه مرا می شکند,سبز پوشان در راهند و سبز پوش گوغر بی صبرانه در انتظار در آغوش کشیدن سربازان همیشه جاوید روح اله است,
در کنار نهری بهشت سیما و کوهی ایستاده بر قامت تاریخ و در هیاهوی خنکای زیبای گوغر در کنار روستایی مصفا به نام چشمه سبز مزار شهیدان جفریزست مزاری که شهید عارف بسیجی تخریبچی میدانهای مین حسین عارفی در وصیتش فرموده" پاره ای از سرزمین کربلاست و آنجا را لاله بکارید" اکنون در خزان منتهی به زمستان فصل فصل کاشتن لاله ها شده است,
سبزی چشمان مادران شهیدان گمنام و مفقود گوغر به قدمگاه سبزپوش روستای چشمه سبزست که آیا اینجا نیز به مانند تپه ی نورالشهدای تهران پذیرای چند شهید گمنام خواهد شد,آیا پروانه هابه گوغر ما نیز کوچ خواهند کرد تا آرزوی دیرینه ی دیار حسین آباد گوغر را تداعی بخشند,چشمانمان به راه آسمانست....
تذکر اینکه قدمگاه سبز پوش گوغر(شکل بالا) در کنار نهری زیبا و منظره ای طرفه انگیز و در کنار مزار شهیدان جفریزمی تواند میزبان آرامگاه شهیدان گمنام باشد که می تواند مامن امت حزب الله در برگزاری ادعیه های ندبه و عهد و...در این مکان باشد

سیدرضاحسینی معاون فرمانداربافت گفت:برداشت محصول زعفران از75 هکتار مزارع شهرستان بافت آغازشده است,کشت این محصول از سال89در سطح 5 هکتاراز منطقه ی تاج آبادبافت آغاز شده و اکنون به 75 هکتار رسیده که 15 هکتارآن بارور است,وی با اشاره به تولید4 کیلو گرم زعفران در هر هکتار پیش بینی کرددر سال جاری60 کیلو گرم محصول برداشت شود وی باتوجه به افزایش 75هکتاری این مزارع از ایجاد500 شغل متناسب تا چهار سال آینده خبر داد,وی بیان داشت:راه اندازی مراکز فراوری و بسته بندی زعفران در اولویت ستاد توسعه ی کشاورزی شهرستان بافت قرار دارد
منبع:روزنامه ی واقعه16آبانماه91
قلاع گوغر
احداث قلعه وارگ و حصار و کوشک و رباط از گذشته های بسیار دور حدود چندهزارسال پیش به جهت برخورداری از امنیت و دور بودن از شر اشرار و یاغیان و متجاوزین رواج داشته قلعه های بزرگ و کوچکی با مصالحی از قبیل خشت و ساروج و سنگ و...و وجود خندق بزرگی دورتادور این قلعه ها که در صورت هجوم دشمن آن را پر از آب می نمودند تا دشمن به دیوارهای قلعه دسترسی پیدا نکند وجود داشته است,از قلاع معروف استان کرمان میتوان به قلعه و ارگ بزرگ بم اشاره کرد که تا همین دوران رضاخان و اوایل دوره ی محمدرضاشاه پهلوی استفاده ی نظامی از آنها می شده است که پدربزرگ مادری ام مرحوم خدابخش شاهدادی در این قلعه خدمت سربازی را انجام داده بود و همچنین از خندق سخن به میان آمد و اینکه در قلعه ی بزرگ کرمان که حدود230 سال پیش محل نبرد لطفعلی خان زند و آغامحمدخان قاجار بوده است نیز خندقی به عرض 6تا7متر وجود داشته که توسط قناتهای حومه ی کرمان پر از آب می گردیده بود که البته در روز خونین درگیری که به علت خیانت یاران قاسم خان جوپاری و باز کردن دروازه ی جوپار این قلعه ورود به این قلعه میسرشد در پایان این روز و در سیاهی شب لطفعلی خان با اسب خود از فراز این خندق پرشی کرده ونهایتا به ارگ بم می گریزد و در آنجا نیز توسط برادران حاکم بم که از بیعت کنندگان با لطفعلی خان بودند دستگیر شده و....
بافت به عنوان بلوک اقطاع و افشار کرمان که از بلادهای حاصل خیز و آباد آن زمان بوده است نیز قلاع بزرگی داشته است که از آنها میتوان به قلعه نارنج هشون که محل درگیری غنجعلی خان افشار ایلخانی بزرگ باسردارظفربختیاری بوده است,اشاره کرد,همچنین قلعه ی کردعلی دشتاب که ابتدا درگیری غنجعلی خان افشار با سرداراسعدبختیاری در زمان احمدشاه ازین مکان شروع شد و نهایتا افشارها به قلعه هشون عقب نشینی کردند,قلعه ی مرتضی خان خبر که مالک اصلی خبر بوده است,قلعه ی گوشک که از علی مرادخان گوشکی بوده که محل قلع و قمع 700نفربلوچ از مجموع5000بلوچ متجاوز به این قلعه بوده که نهایتا پیروزی گوشکی ها را در بر داشته است,قلعه ی رابر که در سال 1207 هجری قمری یک ماه در محاصره ی فتحعلیشاه قاجار بوده است که نهایتا به تسلیم و سازش رابری ها می انجامد,و همچنین قلاع قادرآباد,قلعه نو,دالان خونی دهسرد,زهراخانم دشتاب,کهت,نمزاد بزنجان,و....(1)
از آنجایی که بحث ما قلاع گوغرست به همین مقدار بسنده می کنیم,و قلاع گوغر:
1:قلعه ی بزرگ گوغر,که در امیرآباد مرکز گوغر وجود داشته است که به کلی نابود شده است درمورد این قلعه وزیری می گوید:"گوغرقلعه ی محکمی داشته,مرحوم علی محمدخان آثار طغیان از مردم آنجا مشاهده کرد و حکم به تخریب برج و باره ی آن نمود."
2:قلعه ی دوم امیرآباد که درجریان زلزله ی بالای 6ریشتری معروف به زلزله لاله زار سال1302 هجری شمسی به کلی تخریب شده است که مکان آن در سه راهی ورودی امیرآباد مجاور ایستگاه ماشینهای بین شهریست که ظاهرادرب بزرگ و زیبای این قلعه هنوز زیر آوار قرار دارد(2)
3:قلعه ی کهنه در چشمه سبزدر بالای تپه ای که الان دکل مخابرات بر فراز آن واقع شده است که قدیمترها در هنگام بارش باران میشد درزیر خاکهای این تپه زیورآلاتی را پیدانمود
4:قلعه ی گله باغون در روستای سیف الدین که حصار دفاعی ترکهای منسوب به آقاجانلو بوده است
5:قلعه ی هنکایی که هیچ اثری از آن هویدانیست ولی در جریان تحقیقی که ازین مکان داشتم با راهنمایی یکی ازبومیان روستا مکان آن شناسایی شد که به نقل از ایشان شنیدم که بیان داشتند در زمان نوجوانی ایشان حدود50سال پیش در جریان حفر چاهی در حیاط منزلشان به آثاری خشتی البته خشت پخته برمی خورند و در همین حین دیگ بزرگ چدنی را پیدا می کنند که متاسفانه این دیگ راتفنگ سازروستا جهت فشنگ سازی خرد و تکه تکه میکرده وبا باروت فشنگ می ساخته است
6:برج خادمی در گوین ده ساجر در نزدیکیهای مرز بین گوغر و کیسکان
7:قلعه ی پروران بزنگ که محل درگیری کدخدا و تفنگچی های طایفه ی صادقی گوغری با امنیه های پاسگاه بافت درزمان قاجاربوده است که علت اصلی این نزاع امتناع کدخداها و خوانین مذکور در دادن سرباز به دولت وقت بوده است
8:قلعه ی بیدکردوییه
9:سنگر و حصار جفریز در مرز بین ترکی و تاجیکی این روستا که هنوز به همین نام سنگر معروف است که محل درگیری خوانین و تفنگچیان حاجیلو(حاج محمدی) جفریز با ایلخانی افشار بوده است ,علت بروز این درگیری زورگویی و تصاحب به زور چراگاه و چمنزارهای جفریز بالا توسط ایلخانی و احشام ایلش بوده است که بعد ازین درگیری دیگر به این منطقه تعرض نمی کند.
متاسفانه از قلاع گوغر به جز مخروبه ها اثری برجا نمانده است و نکته ی قابل توجه اینکه در تابستان و بهار قلعه های بزرگ گوغر بخصوص امیرآباد فقط منزل گاه بزرگان و امیران و کلانترها بوده است و رعیت ها در سر زمینهایشان چادر بنا می نموده اند و در زمستان آنهایی که کوچ نمی کرده اند نیز با تهیه ی آذوقه و هیزم زمستان به این قلعه پناه می آورده اند.
(1):تاریخ بافت,دکترهوشمنداسفندیارپور
(2):فرهنگ گوغر,دکترنقوی