ضمن عرض تبریکات فراوان نسبت به فرارسیدن عیدغدیرخم, عید ولایت و اکمال دین بایستی خدمتتان دو نکته را عرض کنم:

1:از آنجایی که در جریان بیعت کل مسلمین اعم از مرد و زن و خاص و عام(خواص جز اولین بیعت کنندگان بودند من جمله عمر و ابوبکر و..)در روز منسوب به عید غدیردر آخرین حج ابراهیمی پیامبر اعظم, این بیعت سه روز به طول کشید بنابرین و بنا بر گفته ی بزرگان دینی مان عید غدیر سه روز است.

2:عید غدیر در آن سال دقیقا مطابق با عید نوروز ایرانیان بوده است و از انجایی که تاریخ ایرانیان هجری شمسی می باشد می توان گفت عید نوروز نیز عید ولایت است.

 

+ تاريخ چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

نهمین نمایشگاه  کتاب سالانه ی کرمان در تاریخ 5 آبانماه نود ویک در نمایشگاه میدان بیرم آباد(میدان سابق تره بار سرآسیاب)افتتاح گردیدکه تاپایان روز یازدهم آبان ادامه دارد,نمایشگاه امسال از نظم و ساماندهی خوبی درغرفه های فروش برخوردار بود و به نسبت سالهای گذشته افراد کمتر دچار سردرگمی می شدند,از نکات قابل تامل نمایشگاه امسال گران بودن کتب و نایاب بودن بعضی کتب پایه ی دانشگاهی بود که ناشران محترم ,گرانی کاغذ را علت عمده ی آن بیان می نمودند,این نمایشگاه که به همت اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان دایر گردیده است شامل چهل درصد تخفیف قیمت کتاب می باشد.

+ تاريخ چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

چندسالیست که در خلال خشکسالیهای اخیر,آفت کرم خراط بلای جان درختان گردو شده وشاهد پایین آمدن راندمان محصول دهی گردو شده,به حدی که در جریان گردوتکانی های امسال و سالهای اخیر شاهد گردوپلکانی و دانه دانه چیدن گردوهای سر به آسمان برافراشته بوده ایم که نارضایتی عمومی باغداران کل و جزء رامنجرشده است ,فکرش را بکنیداکثر باغدارانی که بنا به اقتضای شغلشان در سیرجان و کرمان وسایر شهرستانها بسر میبرند و مرتب هفته یا دوهفته ای یکبارجهت آبیاری و سرکشی به روستای خود مراجعت می کنند در پایان فصل و هنگام چیدن گردو با چه ناراحتی و نارضایتی ناشی ازکمبود و عدم باردهی گردوها مواجه می شوند,ولی هستند  در این میان که با زحمات و فعالیتهای مفید خود بهره وری را افزایش داده وسهمی در تولید ملی داشته اند,امسال با تعدادی ازین عزیزان گپ و گفتی پیرامون باردهی زیاد گردوها داشتم که خلاصه ی آن را خدمتتان می نویسم:

1:ازآنجایی که درختان مانند سایر موجودات حیات زنده ای دارند علاوه برآب نیازمندشدید کود جهت غنی سازی خاکشان هستند,قابل توجه عزیزان اینکه حدود 10 سالیست که نسل جدید فرزندان روی کار آمده اند و مشغله های خاص خود را دارند معمولا فقط به آبیاری درختان توجه میکنند دریغ ازینکه مهمتر از آب کود است آنهم کودحیوانی که کود گاو واقعا تاثیر معجزه آسایی در رشد شاخ و برگ و محصول دارد و همچنین اضافه نمودن مقداری حدود یک بیل نمک در میان کودها و آبدهی مکرر12 روزی یکبار که اگر تزریق کود به درخت انجام شود ولی در آبیاری کاهلی شود باعث زرد شدن برگ درختان و پوک شدن مغز گردو ها خواهد شد,ضمنا از دادن کود گوسفند و مخصوصا کودمرغ به گردو خودداری کنید

2:هرس درختان,ازآنجاییکه درسالهای اخیر و باتوجه به خشکسالیهای مکررپیش آمده و آفت کرم خراط سرشاخه های گردوها خشک شده علاوه بر ایجاد چهره ای مشمئث کننده به رشد و باردهی گردوها نیز ضربه وارد کرده است,بایستی سرشاخه های خشک رابرید و سوزاند که درصورت انجام این کار شاهد برکات سال آینده ی آن خواهیدبود

قابل توجه اینکه بهترین فصل حرص و کوددهی درختان آبانماه می باشد,انشاله عزیزان مطلع به سایر باغداران اطلاع رسانی نمایند,از انجاییکه با رشدقیمت گردو در بازار مصرف با ضرس قاطع میتوان گفت که یک باغ گردویی با تعداد100 اصله گردو و اعمال مثلث رسیدگی(آب,کود,هرس)درآمد حاصل ازآن با باغ پسته ای به همین مساحت چندین برابراست

+ تاريخ دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

این روزهای مبارک  بین دو عید قربان و غدیرشاهد پیوندهای آسمانی جوانان و همشهریان عزیزمان هستیم ضمن عرض تبریک این اعیاد به آن عزیزان و خصوصا دوست عزیزم عباس ,غزلی را سرودم که تقدیم میکنم به تمام کسانی که عاشق شدند و یا به عشقشون رسیدند و خوشبخت شدند ,یا بنا تقدیر روزگار به عشقشون نرسیدند ولی بازهم حریر سفید سعادت پوشیدند, و خصوصا تقدیم به اونایی که دست روزگار و دست مردم و.. باعث این شد که به عشقشون که نرسیدند هیچ ,خوشبخت هم نشدند,تقدیم به حسن و مریم از گوغر که چه عاشقانه هم رو می پرستیدند ولی افسوس که چه آرزوهایی که بر باد حسرت رفت....

در هیاهوی جوانی که من آزرده شدم        

خشت خامی بدم و عاقبتی پخته شدم

نفس عشق تو جانا به تبحر می رفت          

مست و رند از نفس بوی گلالاله شدم

خیره ازبهر رخ نقش دل آرام نبود           

جز به تمثال گلی مسلک و درمانده شدم

عرق شرم چو جاری شد از آن ماه جبین       

غرق در غربت تنهایی و آشفته شدم

گردشی از پس این حادثه ها همچو نسیم        

گل به گل همدم صحرا و گل لاله شدم

همه جا گشتم و مثل تو نشد حاصل من        

عندلیبی,مثل  بلبل صد ناله شدم

گر خدایت سخنی گفت به دوران الست(1)          

من به رخسار تو ای دوست,بلی آره شدم

عابدی کز رخ زیبای تو دستش به خدا        

زار و گریان ز تمنای گل لاله شدم

(1):الست,طبق آیه ای از قرآن کریم,عهدیست که خداوند قبل از آفرینش تمامی بشر از همه ی انسانها سوال کرده که" الست بربکم"  آیا پروردگار شما نیستم و همه ی ما در جواب گفته ایم" قالو بلی"

+ تاريخ شنبه ششم آبان ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

روستایی کوچک با5خانوار در فاصله ی 2کیلومتری جاده ی جفریز به سمت گودال و جدا از روستای جفریز و درحیطه ی این روستا,احداث شده که تماما مربوط به خانواده ی شادروان حاج علی شهدادی(فرزند خانعلی) و فرزندانش می باشد,مرحوم حاج علی در نزدیکیهای عیدقربان سال گذشته در همین محل با حادثه ی تصادف ماشین سواری یکی ازهمشهریانمان که سرعت بالایی داشت مواجه شد که از آنجایی که عمرش به داردنیانبود و آمبولانس اورژانس هم دیر سر حادثه حاضرشد در درب ورودی بیمارستان بافت جان به جان آفرین تسلیم نمود هرچند که عمرایشان بیش ازین برقرارنبود تاحاصل چند سال زحمت و تلاشش را در جهت احداث این روستای کوچک ببیند ولی کمتراز یکسال گذشته از فوت ایشان خوشبختانه اداره ی برق بافت برق رسانی به این بوستان علی آباد جفریز را اجرایی کرد تا دل گرفته ی فرزندان ایشان به نور روشنایی برق روشن شود,استاد علی,نجاری بزرگ در شهرسیرجان بود که اکثر گوغریهای نجار در سیرجان که جمعیتشان به30نفر می رسد شاگرد ایشان بوده اند یاد آن مرد بسیار منظم و سختگیر و نان رسان را گرامی می داریم,ایشان جز موسسان هیات و حسینیه ی علمداران حسینی سیرجان واقع در خ17شهریور بوده اند(حسینیه ی جفریزی های مقیم سیرجان)ضمنا فردا پنج شنبه ساعت سه بعدازظهر4/8/91 اولین مراسم سالگرد ایشان در سیرجان خ 17شهریور کوچه ی3 برگزار می شود و ساعت حرکت به بهشت زهرا ساعت3/5 می باشد

+ تاريخ چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

عکسی از سردارهمیشه خندان جبهه ها شهیدخدارحم صادقی گوغری دروبلاگ چشم انداز2(تصاویرگوغر)

+ تاريخ سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

خداراشکرکه به همت فرماندارمحترم بافت و تخصیص بودجه ی استانداری کرمان کلنگی که توسط استاندارمحترم در15خردادماه سال جاری و در بحبوحه ی برگزاری یادواره ی شهدای گوغر زده شد جای خود را به بیل احداث داد و دو سه هفته ای است که ساخت کمپ مذکور در روستای جفریزآغاز شده است

اما دونکته و تذکر:

1:آیا فکری به حال تامین آب آشامیدنی این کمپ شده است?حال اینکه با توجه به احداث این مجموعه درمحدوده ی ساختمانی جفریز که شامل سوئیت و نمازخانه و...است,واساسی ترین نیازش آب شرب می باشد واینکه مردم روستای جفریزحدود12سالست که از نعمت آب آشامیدنی محرومند و با توجه به تانکرهای مستقر که هفته ای یک بار شارژ می شوند و لوله کشی قدیم این روستا که مردمش  هفته ای یک روز و آنهم روزی2ساعت چشمشان به جمال پاک آب کم فشار منور می شود ,چگونه می توان کمپی را بهره برداری کرد که با بحران عدم وجود آب مواجه خواهد بود,جالب اینکه آبهای جاری زیادی بخصوص در زمستان به زمین فرو می روند دریغ ازینکه می توان با مهارآبهای سطحی و انتقال آن به شبکه ی آب این روستا دل مردمان سرزمین آب ریزان گوغر راشادکردکه دور از ذهن نیست و فقط همت مسئولین مربوطه را میطلبد.

2:بابازدیدی که ازین کمپ داشتم زیربنای این فاز حدود60تا70متر است که جوابگوی حجم ورود گردشگرانی که شب های بهاری و تابستان رادر زیر شاخسار درختان گردوتا صبح به سر می کنند نیست,که انشاله در آینده گسترده تر شود

ودر آخرتشکر ویژه ای دارم ازفرمانداری محترم بافت و شورای روستاو همچنین مردم صبور جفریز که با بخشش و واگذاری حدودیک هکتار از زمینهای خود دین خود را به گوغر ادا کردند که انشاله مسئولین نیز دین خود را درجهت تامین آب شرب که بزرگترین مشکل این روستاست ادا نمایند.

+ تاريخ یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

بالاخره تن رعناي گردوهاي كهنسال سراسر بافت كبير شانه از بار گردوها خالي كردند ديگر صداي درگيري اشگل(چوب بلند گردوتكاني) با شاخسار درختان گردو به گوش نمي رسد خبري از جست و گريز سنجاب هاي خاكستري شكل گردو خوار دررساي سيماي گردوان نيست سبزي برگها رو به زردي گراييده اند گويي در اين آشفته بازار گراني سيم و زر همرنگ بازار طلافروشان زرد زرد شده اند صداي منحوسي از لابلاي سكوت باغستانهاي گردو به گوش مي رسد كلاغها سرود خزان مي خوانند ابرهاي كدر آسمان غرش كنان در گذر روزگار در گردشند باران نم نم بر جازهاي(بوته هاي بياباني درمنه) خشك بيابان لالايي مي خوانند كه سرماي استخوان سوز كوهستانهاي بافت نزديك است زمستان آهسته و پاورچين نزديك مي شود گوش كن.....

متن بالا توصيف اين روزهاي باغ هاي مصفاي گردوي  مناطق بافت است كه نوشتم ولي چه خبر از جشنواره و انجمن گردو...

آتش داغ اين جشنواره كه خرمن عزيزان فعال فرهنگي رو گرفته بود رو به سردي نهاده ولي از دست اندركاران در زمينه انجمن گردو درخواست داريم از همين الان در انديشه ي برگزاري جشنواره ي سال اتي باشند و اگر اكنون محل و منطقه ي برگزاري آن مشخص شود خيلي بهتر است كه هم آمادگي و فرصت بيشتري حاصل و هم از درگيري ها و انتقادها ممانعت خواهد شد

+ تاريخ چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

مو لره برگ بید خوروم       هفت سال چوپونوم ,مندلی آی شیر علی مردان

اوونگ ماسه طلا             کار براروم جنگ با شاگرد ناکار(1)

تنها فامیل و خانواده ای در گوغرکه از تبارنژادپاک ایل بختیاریست و به همین فامیل بختیاری شهرت دارد فرزندان و نوادگان مرحوم مشهدی محمدعلی بختیاری مشهور به مشهدی علی محمد است که یکی از اربابان کل ,روستای گودال گوه سلطانی گوغربوده است,این خانواده اصالتا از ایل لرچهارلنگ بختیاری  می باشند(طبق گفته ی خود مرحوم که در گذشته های دور به دلایل نامعلومی به این منطقه آمده اند),البته مرحوم مشهدی علی مهد که از متملکین منطقه بوده به زبان ترکی افشاری تکلم می کرده که دور از ذهن نیست و ازین استحاله های فرهنگی و زبانی در تاریخ ایران زیاد اتفاق افتاده و بسا کسانی بوده اند که با توجه به رسمی بودن زبانی در سراسر ایران و قرارگرفتن در جو و محیط زندگی قومیتی ناچارابه زبانی غیر زبان مادری  تکلم می کرده اند اتفاقی که در دوران بعد از صفویه تا همین قاجاریه که ترکان بر ایران تسلط و حکمرانی داشته اند وجود داشته و اکثر نقاط و مردمان ایران در زیر سایه ی پرچم تراکمه این زبان را فراگرفته اند,بهمین منظور باید اشاره ای به لرهای بختیاری داشته باشم که از نوادگان کوروش کبیر و نژاد پارس آریایی هستند(مادها که همان کردها هستند,پارس ها که همان لرها و فارس ها,پارت ها یا همان خراسانی ها و سکاها یا همان سکستان و سیستان... که چهار قوم آریایی ساکن در ایرانند) و به دو طایفه ی بزرگ چهارلنگ و هفت لنگ تقسیم می شوند (به فتح لام)که هفت لنگ ها بزرگترین این گروهند,ظاهرا این وجه تسمیه چهار و هفت لنگ بواسطه ی جمعیت و قرارداد مالیات و خراجی بوده که ازین قوم می گرفته اند و براساس چهار لنگ یا هفت لنگ از مال و احشام,و همچنین اشاره ای نیز به چهار یا هفت برادر نیز شده است.


(1):معنی شعر و نوای محلی بختیاری که در ابتدا آمده است:

من لر برگ بید کاسنی خورم

هفت سال چوپانم,محمد علی آهای شیر علی مردان

تفنگ ماشه طلا

کار برادرم جنگه با شاگرد نابکار و دشمن

 

+ تاريخ یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

سه پست جدید در حال نگارش است که انشاله بزودی تقدیم می گردد:1:قلاع گوغر(قلعه های قدیمی گوغر).2:عیسی خان جلالی بلوچ در گوغر.3:تاریخچه ی احداث حمام عمومی جفریز و انجمن عمران گوغر

+ تاريخ شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

کتوک

کتوک(به ضم کاف اولی) نوعی غذای سنتی و زمستانی منطقه ی گوغر است که سالیانیست درپس طاقچه ی فراموشی گرد و خاک می خورد,کتوک از شلغم تهیه می شده بدین صورت که هر شلغم را مثل سیب زمینی به چند قاب صفحه ای برش می دادند و مجموع شلغمها جهت مصرف زمستانه خشک کرده و انبار می نمودند و در زمستانهای استخوان سوز و سرشار از برف گوغر, شلغمهای خشک را با ماش و یا گندم در دیگ آب پز کرده و غذایی بسیار دلچسب و مفید جهت درمان سرما خوردگی بدست می آمده به طوری که این قابک های شلغم مثل انجیر خشکی که در آب لعاب می اندازه , ژله مانند می شده و افراد را در آن سرمای کشنده در مقابل بیماریها واکسینه می کرده است,در این میان لازم است به نکاتی اشاره کنم: (1):فصل کاشت و داشت شلغم در گوغر,که بلافاصله پس از درو گندم و غلات در اوایل تیرماه زمینها شخم زده شده و کشت شلغم با بذربومی و خاص این منطقه انجام می پذیرفته و برداشت آن در اوایل آبان و شروع برف آغاز می شده که برگهای شلغم را جهت مصرف دام و خود شلغم را جهت مصارف غذایی برداشت می کرده اند,نکته ی قابل توجه اینکه بهترین شلغم در هوای سرد بدست می آید و شلغمهای مناطق گرمسیرغالبا تلخ و پوک می باشند و علت مرغوبیت شلغم گوغر همین هوای سرد این منطقه بوده است. (2):در این زمانه کمتر کسی شلغم می کارد ولی در گذشته ها بسیار زیاد کاشت می شده و بعضی به کنایه اهالی گوغر را شلغم خوار می نامیده اند که تعبیر درست و اخلاقی نیست ولیکن این تعبیر داستانی تاریخی در پس پرده دارد که مجمل خدمتتان توضیح می دهم و اینکه در بین 70 تا100 سال پیش مناطق استان کرمان شاهد هجوم ملخ های مهاجم و بی رحمی در تعداد زیاد بوده که بافت و گوغر نیز ازین بلا به دور نبوده ,ملخ هایی در تعداد میلیون و غیر قابل شمارش که در کسری از دقیقه یک مزرعه ی چندهکتاری غلات را از بین می برده اند و مردمان و زارعین را به خاک سیاه می نشانده اند و اصطلاحا قحطی سال ملخی را بوجود می آورده اند,در این سالها گوغریها به شور می نشینند و به 2نتیجه می رسند,1: به محض هجوم ملخ ها تمام مردمان روستا کمر همت بسته به مزارع مربوطه می رفته اندو دو گروه شده عده ای با داس و لاچین از آخر زمین مشغول درو و جمع آوری غلات می شده اند و گروه دیگراز وسط زمین مزرعه را جهت سوزاندن ملخ ها ,آتش زده و جلوی آنها را تا حدودی می گرفته اند,2:جهت جلوگیری از قحطی های خانمان براندازبه کشت صیفی جات زیر زمینی نظیر سیب زمینی و هویج و شلغم و... می پرداخته اند که از تجاوز ملخ ها به دور باشند,محصولی که در گوغر بیش از همه مورد توجه قرار می گیرد و کاشت آن ادامه دار می شود شلغم مرغوب گوغربوده که خود شلغم حاوی مقدار زیادی پنی سیلین می باشد,ظاهرا این داستان پیشنهاد کاشت شلغم که از بزگترهای ما نقل شده توسط یکی از کلانترها یا امیران منطقه مطرح می شود.

+ تاريخ جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

در غیاب سعید عزیز مجید مدیر وبلاگ کهن بوم وطنم گوغر متن کامل و زیبایی رو نوشته بود که حرف دل ما نیز بود که در زیر آورده شده:

این روزهاحسابی جای وبلاگ گوغرگوهرکرمان درفضای مجازی خالیه ودرهمین فرصت بوجوداومده یادی میکنم ازدوست فرهیخته سعیدعزیز،هنرمندونویسنده وفعال فرهنگی گوغرکه عشق وعلاقه وافرایشان به فرهنگ غنی گوغروجدیت ودغدغه وی درشناساندن گوغرمشوقی بودبرای من وهمه کسانی که اینک نام گوغررادرفضای مجازی بلند آوازه نموده اندکه باجستجوی نام گوغردراینترنت مطالب بسیاری خودنمایی میکنندوهمه اینهامرهون زحمات وحمایتهای ایشان بوده وهست .امیدوارم هرچه زودترشاهدفعال شدن دوباره این وبلاگ باشیم هرچند امیدواثق دارم ایشان دراین فرصت درحال تدارک طرح واندیشه جدیدی است که بیشتروپرکارترازقبل وارداین عرصه گردد.برای ایشان وهمه جوانان پرشورکهن بوم گوغرآرزوی صحت،سلامتی وتوفیق دارم

قالب وبلاگ

+ تاريخ جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

بنه یا پسته ی وحشی از درختان صبور و زیبای مناطق سردسیر و نیمه گرمسیری می باشد که سایه سار چتر گونه ی آن سایبان آرامش دهنده ی گردشگران و رهگذران می باشد,از جنگلهای منحصر به فرد بنه در استان کرمان می توان به جنگلهای گسترده ی دهسرد,خبر,بناباد بیدکردوئیه و جنگل گناورکن گوغر اشاره کرد که هر کدام ویژگی خاص خودش رو داره,فصل برداشت بنه در گوغر مهرجون می باشد(مهرماه) لذا لازم دانستم بعضی از محصولات و فواید خدادادی بنه رو خدمتتون بنویسم:

(1):دانه های روغنی بنه,که پس از چیده شدن از درخت و تمیز و خشک کردنشان و خرد شدن در آسیاب و گذشته ها در جوغن(هاون),در آب نیمه گرم حل شده و پس از صافی شدن, قاتق سنتی و سبز رنگ بنه تهیه می شود که از غذاهای سنتی منطقه ی بافت و بسیار لذیذ و شفا بخش است

(2):روغن بنه,که در صنعت داروسازی و طب گیاهی کاربرد دارد و در جهت بهبود دردهای روماتیسمی و گرفتگی عضلات خاصیت معجزه آسایی دارد.

(3):سقز,که شیره مترشح شده از تنه ی درخت بنه است و ارزشمندترین محصول درخت بنه است و بوی بسیار خوشی دارد.

(4):رنگ طبیعی برگهای این درخت که با جوشاندن این برگها و ریس های قالی(نخ قالی) در دیگ آب گرم رنگی زیبا و ماندگار بدست می آید.

(5):هیزم بنه,که دارای ارزش حرارتی بالایی می باشد و گذشته ها سوخت اصلی گرمایشی مردمان مناطق سردسیر در زمستانهای استخوان سوز بوده است.

(6):قابلیت پیوند زدن پسته و استحصال پسته از درخت بنه با توجه به هم خانواده بودن این دو درخت با هم.

(7):ترشی بنه که از خوشمزه ترین ترشیهاست

درتصاویر بالا,درخت چندصد ساله ی بنه ی جنگل گناورکن روستای جفریز گوغر و همچنین ابزار سنتی کوبیدن بنه که به آن جوغن و دسته ی جوغن می گوینددیده می شود

+ تاريخ دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

جمعه ی گذشته(7مهرماه91)در جریان گردوتکانی منظره ای جالب دیدم,کلاغی که گردو به منقار داشت و بر بالای درخت نشسته بود,ناگه مرغ حواسم پرواز کرد به دبستان و شعر زاغک و روباه,و در خنکای بارانی گوغر,متنی سراپااشکال نوشتم که اینگونه بود:

زاغکی بر درختی نشسته بود

دانه ای گردو به منقار داشت

روبهی گذر می کرد از آن بوستان

زیرچشم نگاهی و باز با  زبان

های عجب پر و بالی,عجب منقار

چه ابهت نشسته ای بر این شاخسار

زاغک نهاد گردو به میان شاخه ها

مست خنده ای زد و به روباه گفت

آن روز که در کتاب دبستان بچه ها

ساده ,پدرم قالبی پنیر در دهان داشت

اکنون که فصل فصل گرانی لبن شده

در آرزوی پنیر گردویی به منقار می نهم

رو زین چاره که کردی به آرزوی کلاغ

بیهوده مکن تلف,عمر خود به دار(1)

روبه به تفکر عمیقی فرورفت و گفت:

زان درد و دل که کردی ز گرانی لبن

من نیز,گوشت گران نخورده ام ز پار(2)

کاین هوس گوشت کلاغ کرده ام

(1):داردنیا

(2):سال گذشته

+ تاريخ سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

گردوتکانی امسال (اوایل مهرماه91)هم بازمثل گذشته زودتر از فصل چیدن و رسیدن گردوها شروع شد که هم سختی تکانیدن را بیشتر میکرد و هم آسیب جدی به ثمر سال بعد این درختان که در جوانه هایی پنهان در یک سال قبل از باردهی بردرخت می نشینند,میزند بگذریم ولی خداییش عجب آب و هوایی بود و بگذشت,شلخته (باران شدید و ناگهانی)و تغرسه (تگرگ)و گر و ترق(صدای رعد و برق)یک هوایی با صفا و مطبوع پاییزی را در گوغر پدیدار کرده بود,اما لازم دانستم اصطلاحات و رسوم گردوتکانی را که در بین اهالی منطقه رواج دارد را خدمتتان توضیح دهم:

1:اشگل,چوب بزرگ ,باریک , منعطفی و سبکی جهت تکانیدن گردوها که معمولا از چوب چنار یا بید یا شنگ و...بطول 4تا6متر تهیه می شودو از پایین درخت یا درون شاخه ها بر روی شاخه های حامل گردو زده می شود

2:چوب پلکی,چوبی به قطر دسته ی بیل و در حدود40تا50 سانتی متر که جهت هدف قرار دادن و انداختن گردوهای دور از دسترس گردوتکان در ارتفاع بالای درخت و از پایین استفاده می شود.

3:گردوتکان,که معمولا جهت تکانیدن درختان کهنسال و سخت رو و بزرگ از افرادی ماهر و چالاک استفاده می شود که مزد خود را نیز بصورت یک به پنچ از محصول گردو دریافت می نمایندکه این اجرت سنت و قراردادی از گذشته های دور می باشد.

4:گردوپلکونی,بعد از اتمام کامل چیدن محصول گردو از باغات ,نوجوانان روستا با چوب پلکی به صید گردو های به جای مانده بر درخت می پردازند که بعضا خرج توجیبی تحصیلشان را در می آورند

5:گره,واحد شمارش گردو که هر گره شامل 50 دست ده تایی و جمعا 500 دانه گردو می شود

6:دشتبان گردو که منظور نگهبان فصلی کل باغهای گردو است که معمولا از 20 روز قبل از آغاز فصل گردوتکانی تا پایان شب و روز از باغات نگهبانی می نماید که وظیفه ی اصلی دشتبان جلوگیری از بی نظمی و زودشروع نشدن گردو تکانی خارج از موعد مقرر شده ی اهالی روستا می باشد

7:معمولا بعضی گردوهای نادر و منحصربه فرد توسط اهالی اسامی جالبی برایشان گذاشته شده که به همان معروفند مثلا گردوی پسته ای(از مرغوبترین و نادر ترین گردوهای موجود که بسیار کوچک و در حد پسته های بزرگ می باشند که پوست آنها در هنگام رسیدن خود به خود جدا و با دست مغز به بیرون می آید),گردوی کاغذی(بسیار مرغوب با مغز سفید و پوسته ای نازک و کاغذمانند),گردوی اناری(بسیار بزرگتر از گردوهای معمولی و در اندازه ی انار کوچک),گردوی کوسک(گردویی از نژادوحشی و با پوستی سفت که مرغوب نیست),گردوی کلاغی یا چنگو(شکلی شبیه نوک پرندگان دارند چیزی مثل بادام بزرگ کشیده شده),گردوی بشی(گردویی که خودرو سبز شده و بصورت بش یا دیم رشد کرده است) و.... همچنین خیلی از گردوها به اسم صاحب اولیه آن مشهور هستند

8:از پوستهای سبز و لایه خارجی گردو جهت رنگ ریسهای قالی(نخ های قالی)استفاده می شود و همچنین برگهای زرد وخزان زده ی گردو بعد از گردو تکانی جمع آوری و جهت تغذیه ی مال و احشام استفاده می شود و نیز خود برگها که بر پای درخت می مانند نقش کودبرگ را جهت رشد بهتر درخت ایفا می نمایند

9:در گویش محلی و اسنادو قواله های قدیمی گردو را به نام جوز نیز می شناسیم البته در گویش ترکی افشاری گوغر به گردو قوز می گویند مثلا "گی قوز" به معنای گردوی سبز.

+ تاريخ یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

این تصاویردرختچه های انگور دیم در جنگل گناورکن روستای جفریز گوغر را نشان می دهد,انگورهای بش در این منطقه در فصل پاییز و همزمان با گردوچینی برداشت می شوند این درختچه ها به لحاظ اینکه با آب باران تغذیه می شوند حدود20 سالی دارند البته پیشینه ی کاشت انگور در این جنگل قرق به قرون گذشته می رسد و به نقل از بزرگترها درختان انگور سیاه بزرگی در این منطقه وجود داشته که با شتر محصولات آن را به اطراف می برده اند



+ تاريخ دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

بافرارسیدن هفته ی دفاع مقدس و اینکه گوغر این خاک پاک سرزمین حسین مهد دلیرمردانی بوده که سر خود را در طبق اخلاص گرفته و جانفشانی ها در جبهه های غرب و جنوب کردند لازم دانستم که به فرموده ی امام خمینی (ره)عمل نمایم آنجا که فرمودند:"این وصیت نامه ی شهیدان را بخوانید که ازهفتادسال عبادت بالاتر است و...".

ازین رو وصیت نامه ی بسیجی عارف شهیدحسین عارفی این تخریب چی میدانهای مین که در مورخ24/12/1361 بعد ازعملیات رمضان و والفجر مقدماتی  نوشته شده بدستم رسید که با توجه به متن زیبا و عارفانه ی این شهید عزیز و درخواست ایشان که "صدای مرا به گوش جهانیان برسانید"متن کامل این وصیت نامه راخدمتتان می نویسم,حسین عارفی فرزندابراهیم متولد1346روستای جفریز دهستان گوغر بافت تاریخ شهادت7/11/65عملیات کربلای 5(سن در هنگام شهادت19سال):.......


 
ادامه مطلب
+ تاريخ جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |


در تصویرفوق,بی بی (1)در حالیکه ملبس به لباس سنتی (2)زنان گذشته ی گوغربافت است در حال چرخاندن چرخ ریسو (3)است

1:بی بی در گویش محلی گوغر و سایر نقاط بافت به مادر بزرگ گفته می شود و همچنین باشو که به پدربزرگ گفته می شود

2:لباس سنتی زنان گوغرو سایر نقاط بافت که درگذشته استفاده میشده و هم اکنون هم بی بی ها ملبس به آن می باشند شامل دستمال مشکی رنگی شبیه عمامه است که بر روی چهارقد سفیدی بر روی سر بسته می شودو جواهرآلاتی تشکیل شده از پولهای قدیمی و نقره جات شبیه گردن آویز از روی این چهارقد بسته میشده و دامن و شتیله ی رنگین و چین واردقیقا مثل لباس زنان کرد

3:چرخ ریسو همانطور که در شکل می بینید ابزاری و چرخ چوبی جهت ریسندگی پشم وتبدیل آن به نخ قالی بافی بوده است


+ تاريخ سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

به نام خداوندزیباییها

تصویرفوق منطقه ی چشمه ی عالیشاهی روستای جفریزدهستان گوغر شهرستان بافت است,منطقه ای کاملا بکر و زیبا که به اتکا بر قرق شدن و حفاظت شدن این منطقه و جنگل بزرگ گناورکان که در مجاورت این ناحیه می باشد توسط منابع طبیعی یکی از مناطق شگفت انگیز و طرفه انگیز جنگل گناورکن می باشد , البته قدیم الایام نه چندان دور تا همین دهه ی 60این منطقه بش کار(دیم)و محل احداث پلاس های عشایر(سیاه چادر) و به تعبیری ایشوم و یورت مردمان این روستا بوده است,و هنوز هم درختان گردو و بادام یادگاراز گذشته در آنجا سرسبز می باشند,عالیشاه نام شخصی بوده که تقریبا حدود250 یا 300سال پیش دراین مکان ایشوم و دامداری و باغداری داشته است(درختان کهن انگور سیاه دیم)که پس از آنکه جهت تنبیه شترهای یکی از خوانین ترک افشارمحلی که مداوم به باغها و مزارع عالیشاه تجاوزمی کرده و زیان وارد می رساندند گوش یکی از شترها را بریده و تحویل چوپان گله می دهد و متاسفانه خان مذکوردر صددتلافی برآمده و با تفنگچی های خود آمده و شبانه کبار(کپر)چوبی عالیشاه را به آتش کشیده که در طی این اقدام ناجوانمردانه عالیشاه با 4نفر دیگر از خانواده اش مظلومانه و زنده زنده سوزانده می شوند,بگذریم ....,از مکانهای مجاور این منطقه می توان به تخت پلنگی(گذشته ها پلنگ نیز داشته است),دهنه ی باغ حاج محمد,کوه میخ,اشاره کرد این مکان دقیقا در مجاورت کوه میخ جفریز(کوهی هرمی شکل)و کمی بالاتر از روستای مصفای قلایی واقع شده است که تا نیمه ی راه را می توان با ماشین از جاده ی معدن مرمریت جفریز آمده وپیاده پس از طی مسافت 2کیلومتری به سمت شرق به چشمه ی عالیشاهی رسید,همچنین در این ناحیه ی بسیار زیبا به درختان ارچن و کهکم و بنه بر می خوریم و شاهد جست و گریز خرگوش ها و روباه های خاکستری و گراز می باشیم,لازم به ذکرست که چشمه ای که در این مکان جوشان است سرچشمه ی تامین آب آشامیدنی روستای جفریز است البته باتوجه به فاصله ی دور حدود5کیلومتری تا منبع تامین آب و فرسوده شدن خطوط لوله های انتقال آب و بروزخشکسالی های اخیر ,آب به صورت جیره بندی و آنهم هفته ای چند ساعت محدود به مصرف کنندگان تحویل داده می شود

+ تاريخ شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |

انالله  و انا الیه راجعون

یامحمد به پیشانی شکسته ات در کوچه های مکه در آغاز رسالتت که کفار نصیبت کردند قسم

به دندانی که در احد ازشماشکسته شدسوگند

به بوی عطرت که همواره در فضای کوچه های مدینه منتشربود قسم

و به مهربانیهایت در حق فقیران جامعه که زمینه ساز دست  حیرت به دندان گرفتن فرشتگان عرش الهی بود سوگند,

مازنده از آنیم که آرام نگیریم    موجیم که آرامش ما در عدم ماست

چند دلیل مبرهنی که دشمنان محمد و امتش به عناد می پردازند و دست به چاپ کتاب آیات شیطانی و نشر کاریکاتور و به آتش کشیدن قرآن و اخیرا ساخت فیلم موهونی برضد پیامبر عطوفت و مهربانی ,می زنند:

1:مهمترین دلیل,ساده و عادی جلوه دادن هتاکی ها به عمق عقاید مسلمانان یعنی پیامبر اعظم است تا اینکه به این هدف برسند که به باد سخره گرفتن نتیجه ی قهری اش چیزی به جز بی غیرتی و بی تفاوتی به ارزشها نخواهد شد که صد البته نه تنها اینطور نخواهد شد بلکه ما در اعتقادمان راسختر خواهیم شد

2:صحنه گردان اصلی این ماجراصهیونیست جهانیست که با انجام این کارها در صدد ایجاد جنگ هایی شبیه جنگهای صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان است البته جنگهایی با ماهیت سیاسی و فرهنگی

3:ایجاد جو روانی منفی علیه کشورهای انقلابی و برون گرایی افکار درون جامعه ی آمریکا به دنیای اطراف و اینکه کسی از ملت آمریکا در فکر بحرانهای درون آمریکا نباشد و به تعبیری خوراک و سرگرمی اذهان را به دنبال داشته باشد

4:تخلیه ی عقده های درونی دشمنان دیرینه ی اسلام که از شدت حقارت و ذلیلی آنها در پی گسترش اسلام دست به چنین کارهایی می زنند

5:هدف اصلی این هتاکی, هتک قداست امام زنده  و غایب از نظر ما قائم آل محمدکه همانا فرزند پاک جناب رسول الله است,می باشد

انشاله بیاییم از هر ابزار موجود در دست نظیر هنر و قلم و رسانه وحتی زبان سرخ و چشم در چشم به تفسیر این اقدام موهون در میان جامعه ی اطراف خویش بپردازیم قطره ای ازین دریای مواج دفاع از شرفمان باشیم


+ تاريخ جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۱ساعت نويسنده عباد صادقی گوغری |